تقاطعهای بدون چراغ به سه دستهِی اصلی بدون کنترل ، کنترلشده توسط تابلوی احتیاط و کنترل شده توسط تابلوی ایست تقسیم میگردند. این تقاطعها به دلیل سطح کنترلی پایینتر و وابستگی عملکریشان به عوامل انسانی ، ترافیکی ، جوی ، هندسی و دیگر شرایط از پیچیدهترین ساختارهای ترافیکی به شمار میروند. فاصلهی عبوری قابل قبول بحرانی را میتوان تاثیرگذارترین عامل در تعیین سطح خدمتدهی این تقاطعها قلمداد کرد. این فاصلهی زمانی بیانگر سرفاصلهی بهوجود آمده در حق تقدمهای بالاتر برای عبور ایمن و امکان پذیر وسایل نقلیه در حق تقدمهای پایینتر میباشد. خصوصیات راننده از قبیل جنس و سن ، خصوصیات وسایل نقلیه ، شرایط حجمی ترافیک ،قابلیت شتابگیری خودروی در انتظار و سرعت وسایل نقلیه در حق تقدم بالاتر از جمله متغیرهای درگیر در مسئله میباشند. تلاشهای زیادی برای مدلسازی و برقراری ارتباط میان این متغیرها با پارامتری واحد (تحت عنوان فاصلهی عبوری قابل قبول) انجام گرفتهاست. در مقالهی حاضر از سه روش میانگین زمان سرفاصلهی عبوری قبول شده ، Raff و مقبولیت تجمعی برای تحلیل دادههای گردآوری شدهِی مربوط به سرفاصلهی عبوری بحرانی در تقاطعی تحت بررسی استفاده شدهاست. در انتها نیز با بهکارگیری روش ارائه داده شده در HCM2010 سطح خدمتدهی تقاطع تعیین میگردد. بدون چراغ به سه دستهِی اصلی بدون کنترل، کنترلشده توسط تابلوی احتیاط و کنترل شده توسط تابلوی ایست تقسیم میگردند. این تقاطعها به دلیل سطح کنترلی پایینتر و وابستگی عملکریشان به عوامل انسانی، ترافیکی، جوی، هندسی و دیگر شرایط از پیچیدهترین ساختارهای ترافیکی به شمار میروند. فاصلهی عبوری قابل قبول بحرانی[1] را میتوان تاثیرگذارترین عامل در تعیین سطح خدمتدهی[2]این تقاطعها قلمداد کرد. این فاصلهی زمانی بیانگر سرفاصلهی بهوجود آمده در حق تقدمهای بالاتر برای عبور ایمن و امکان پذیر وسایل نقلیه در حق تقدمهای پایینتر میباشد. خصوصیات راننده از قبیل جنس و سن، خصوصیات وسایل نقلیه، شرایط حجمی ترافیک،قابلیت شتابگیری خودروی در انتظار و سرعت وسایل نقلیه در حق تقدم بالاتر از جمله متغیرهای درگیر در مسئله میباشند. تلاشهای زیادی برای مدلسازی و برقراری ارتباط میان این متغیرها با پارامتری واحد (تحت عنوان فاصلهی عبوری قابل قبول) انجام گرفتهاست. در مقالهی حاضر از سه روش میانگین زمان سرفاصلهی عبوری قبول شده[3]،Raff و مقبولیت تجمعی[4]برای تحلیل دادههای گردآوری شدهِی مربوط به سرفاصلهی عبوری بحرانی در تقاطعی تحت بررسی استفاده شدهاست. در انتها نیز با بهکارگیری روش ارائه داده شده در HCM2010 سطح خدمتدهی تقاطع تعیین میگردد.